پرومته در زنجیر (خلق یك معنا)
|
|
|
پرومته1 پسر عم زئوس میباشد چون زئوس، پسر كرنوس، كه یكی از تیتان هاست و پرومته پسرJapet ، یكی دیگر از تیتانها بوده. دربارة نام مادر او، روایات مختلفی در دست است. عدهای نام او را Asia دختر océan دانسته و برخی مادر او را Clyméné كه او هم یكی از océanide هاست میدانند. پرومته برادران متعددی داشته، یكی از آنها Epiméthéé است كه از لحاظ نداشتن مهارت نقطه مقابل پرومته بوده. Atlas Menoetios, نیز دو برادر دیگر او میباشند. نام همسر او را نیز، نویسندگان متفاوت، ذكر كردهاند ولی معمولاً Célaeno یا Clyméné را همسر او دانستهاند، فرزندان او Deucalion و Lycos و Chimaerée بوده و عدهای Aetnaeos، Hellén و Thébé را نیز به این جمع افزودهاند. پرومته را آفریدگار انسانهای اولیه دانستهاند و عقیده داشتند كه او، انسان را با خاك رُس سخت و غیرقابل نفوذ ساخت ولی در تئوگونی (كه معمولاً تنظیم آن را به هزیود نسبت میدهند) به این مطلب اشارهای نشده و فقط او را خیرخواه بشر محسوب داشتهاند نه آفریدگار او. وی برای بشر، زئوس را فریفت. به این ترتیب كه یك بار، در Méconé، هنگام یك قربانی بزرگ، وی قربانی را به دو قسمت كرد، گوشت و امعاء گاو قربانیشده را در زیر پوست حیوان، مخفی كرده و قسمت دیگر، یعنی استخوانها را با چربی پوشاند و به زئوس پیشنهاد كرد كه سهم خود را انتخاب كند، تا بقیه را به مردم بدهد. زئوس قسمت دوم را برگزید ولی چون متوجه موضوع شد به سختی برآشفت و كینة شدیدی از پرومته و افراد بشر را به دل گرفت كه این حیله به نفع آنها صورت یافته بود، بنابراین، برای تنبیه آنها، تصمیم گرفت كه آنها را از آتش محروم كند، در این موقع باز هم پرومته به كمك بشر شتافت به این معنی كه مقداری از بذر آتش را از چرخ خورشید ربود و آن را در ساقة گیاهی كما2 پنهان كرد و به زمین آورد و به روایتی این آتش را، وی از كورة هفائیستوس ربوده بود. زئوس افراد بشر، و حامی آنها را تنبیه كرد، برای افراد بشر، مخلوق مخصوصی را كه Pandore نام داشت فرستاد و برای تنبیه پرومته، او را با زنجیرهای فولادین در قفقاز زندانی ساخت و عقابی را مأمور كرد تا جگر او را كه دائم به حال اولیه برمیگشت پاره كند و ببلعد؛ عقاب مزبور از Echidna و Typhon متولد شده بود. زئوس به Styx سوگند خورده بود كه پرومته را هرگز از بند آزاد نسازد. منتهی هنگامی كه هراكلس، از آن حدود میگذشت، با تیری، عقاب را كشت و پرومته را نجات داد. البته زئوس از این پیشآمد كه یكی از افتخارات پسر او بود خوشحال شد ولی برای آنكه سوگند خود را حفظ كرده باشد پرومته را واداشت تا انگشتری را كه از فولاد همان زنجیر و یك قطعه سنگ (از سنگی كه پرومته در قفقاز به آن بسته شده بود) ساخته شده بود، همیشه به انگشت كند. در همین موقع بود كه یكی از سانتورها، به نام كیرون، كه از تیر هراكلس مجروح شده بود و به شدت درد میكشید حاضر شد صفت فناناپذیری خود را به دیگری واگذار كند و خود برای رهایی از درد، جان بدهد و چون پرومته، این شرط را پذیرفت به جای او جاودانی و فناناپذیر شد. زئوس جاودانی شدن و آزادی پرومته را كه خدمت بزرگی نسبت به زئوس انجام داده بود قبول كرد چون بر طبق پیشگویی پرومته، پسری كه از زئوس و Thetis متولد میشد، قدرتی بیش از قدرت پدر به دست میآورد و پدر را از تخت به زیر میكشید. فهرست منابع و مأخذ |